پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

خود را، ز قید هستی، آزاد کرد باید

زین خوبتر بنائی، بنیاد کرد باید

ویران شده است ایران از ظلم و جور عدوان

بازش ز عدل و احسان آباد کرد باید

از دست رفت کشور، درهم شکست لشگر

از شاه و از رعیت فریاد کرد باید

معزول گشت فرعون مفعول گشت هامان

نمرود را، ز حسرت شداد کرد باید

ای شیخ مستبد کیش مشروطه باش و درویش

یک ملت از خود ای شیخ دلشاد کرد باید

علم و بیان عروسیست خوش با جهیز و حکمت

خود را، به حجله طبع داماد کرد باید

فریاد اهل ایران هر دم رسد به کیوان

رفع از چنین ضعیفان بیداد کرد باید

توپ شربنل ار کرد بنیاد عدل ویران

محکم تر، از نخستین آباد کرد باید

در مدرسی که ادریس یک عمر کرده تدریس

شاگرد شو که خود را استاد کرد باید

در صبحگه بکوشید گر، دال ذال گردد

از، یک سخن جهانی ارشاد کرد باید

«حاجب » بگو، به پرویز رو، با شکر درآویز

مست از، وصال شیرین فرهاد کرد باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند
  2. شمارهٔ ۱۰۶اوست مولی که ز قید غمت آزاد کند
  3. شمارهٔ ۱۰۷آمد آن کس که جهان را همه ارشاد کند
  4. شمارهٔ ۱۰۸عقل کل تا، به قدم از من و از ما دم زد
  5. شمارهٔ ۱۰۹هیچ ملکی به شرف کشور ایران نشود
  6. شمارهٔ ۱۱۰در بندِ توام ای بتِ تجریش به دربند
  7. شمارهٔ ۱۱۱شاهدان کار تموچین کرده‌اند
  8. شمارهٔ ۱۱۲زلف را خوبان پر از چین کرده اند
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.