پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

دو، روز مطرب و ساقی گر اتفاق کنند

وفاق در، می و خون در، دل نفاق کنند

حصار شهر مخالف ز ترک پر آشوب

حجاز پر، زنوا، شور، در عراق کنند

شب و خیال ز سیم رباب و پرده تار

مهار تفرقه در بینی فراق کنند

به علم منطقه چرخ را کره سازند

کسان که در کمرت دست خود نطاق کنند

مگر قمر به رخت لاف همسری زندا

که هر مهی دوشبش روی در محاق کنند

هلال بدر، شود طاق از آسمان گذرد

که ابروی تو شبیه هلال طاق کنند

کسان که بی خبرند از سیاق درویشی

. . . پر ز طمطراق کنند

ز می فروش تو «کأس الکرام معنی » خواه

که تا کدوی سرت کاسه رحاق کنند

گرت هواست که رخت افکنی به ساحت حرب

بگو عنان بسر رفرف و براق کنند

مکن عجوزه دنیا نکاح کاین رندان

عروس کاوس و پرویز را طلاق کنند

معطر است دماغ جهان ز عطسه صبح

سزد قنینه و مینا و بط فراق کنند

به امهات و به آبا جواب ده «حاجب »

که غافلان نتوانند خرق آق کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷آمد آن کس که جهان را همه ارشاد کند
  2. شمارهٔ ۱۰۸عقل کل تا، به قدم از من و از ما دم زد
  3. شمارهٔ ۱۰۹هیچ ملکی به شرف کشور ایران نشود
  4. شمارهٔ ۱۱۰در بندِ توام ای بتِ تجریش به دربند
  5. شمارهٔ ۱۱۱شاهدان کار تموچین کرده‌اند
  6. شمارهٔ ۱۱۲زلف را خوبان پر از چین کرده اند
  7. شمارهٔ ۱۱۳حسن تو را، آفتاب و ماه ندارد
  8. شمارهٔ ۱۱۴عمر عزم بی‌وفایی می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.