پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

گرچه بر پیر و جوان دادن جان شاق آمد

لیک عاشق به چنین مرحله مشتاق آمد

تو برون ز انفس و آفاقی ای نفس نفیس

کی دگر مثل تو در انفس و آفاق آمد

زهر در دست تو چون آب حیات ابد است

زهرنوشان تو را عار ز تریاق آمد

از لب لعل و دهان تو شود حوصله تنگ

طاقت از طاق دو ابرو و لبت طاق آمد

گرچه اغراق تو بس واجب و فرض آسان شد

وصف حسن تو صنم خالی از اغراق آمد

نتوان از سر کوی تو جفا جوی گذشت

خون عشاق به حدی است که تا ساق آمد

اشک خونین چو، شراب است و دل خسته کباب

رزق عشاق تو اینگونه ز، رزاق آمد

عهد و میثاق شکستن نبود شرط وفا

یار باید همه جا بر سر میثاق آمد

«حاجبا» علم و کمال و هنر و فضل و ادب

هر یکی را قلم دست تو مصداق آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲دوستان از راستی کم فکر تل و ول کنید
  2. شمارهٔ ۹۳چه باشد تن گر او را جان نباشد
  3. شمارهٔ ۹۴تا ماه مرا بررخ زلف سیه افشان شد
  4. شمارهٔ ۹۵ای آستانت خلد مخلد
  5. شمارهٔ ۹۶در حق تو کس را سر انکار نباشد
  6. شمارهٔ ۹۷اسیر سنبل زلف تو گلعذارانند
  7. شمارهٔ ۹۸جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد
  8. شمارهٔ ۹۹دل آئینه روی خدا شد چه بجا شد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.