پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

دوستان از راستی کم فکر تل و ول کنید

می توانید آنچه آخر می کنید اول کنید

صلح را محکم میان بندید با نزع و صلاح

رسم درویشی بیاموزید و کم کل کل کنید

وقت بدبینی و رفتار کج و حرص و طمع

چشم خود را کور، دست و پای خود را شل کنید

صلح را یکدل میان آرید بردارید جنگ

ادهم بخت خود امشب در نشد ارجل کنید

میتوان در دل عبادت کرد حق را متصل

کس نمیگوید وجود خویش را محمل کنید

اندر آن شرعی که جز صلح و صلاح و صدق نیست

میتوانید از شرف خود را همه مرسل کنید

یا به شکل شعله جواله جولانی دهید

ورنه تند آتش خدا را خویش منقل کنید

نوع آزادند از رویت دین ها پرست

پیش هر ناکس مبادا خویش را انگل کنید

با گروه ناکس و بی عصمت و ناموس، کوی

می نشاید راه مخرج را، ره مدخل کنید

نیست شیطانی بجز نفس دغا در جلدتان

تا بکی باید حواس خویش را مختل کنید

روزی از کد یمین و از حلال استی مباد

از امیدی خویش را بیچاره و تنبل کنید

این زمین گوژپشت از خود شما را نادرست

سنبلش را قوز یا خود قوز او سنبل کنید

از سر یاران نیارد باد موئی کم کند

گرچه با قاتل چو «حاجب » روی در مقتل کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴تا ماه مرا بررخ زلف سیه افشان شد
  2. شمارهٔ ۹۵ای آستانت خلد مخلد
  3. شمارهٔ ۹۶در حق تو کس را سر انکار نباشد
  4. شمارهٔ ۹۷اسیر سنبل زلف تو گلعذارانند
  5. شمارهٔ ۹۸جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد
  6. شمارهٔ ۹۹دل آئینه روی خدا شد چه بجا شد
  7. شمارهٔ ۱۰۰جهان جای آرام و راحت ندارد
  8. شمارهٔ ۱۰۱مئی که باده وصل تو در، دماغ کند
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.