پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا می‌کرد

کاش بر صفحه نظم تو تماشا می‌کرد

نظم و نثر تو یقین آب حیات ابد است

که سکندر، دمی از خضر تمنا می‌کرد

طوطی از خامه تو شکر انشا می‌خورد

بلبل از نامه تو خواهش املا می‌کرد

در پی رسم تقاضات علی الرسم لبم

بعد مدح از دهنت بوسه تقاضا می‌کرد

شاه از پیل پیاده کند، از اسب وزیر

آنکه عالم همه مات رخ زیبا می‌کرد

فیض روح‌القدس اندر قلم قدرت اوست

زان که گاه سخن اعجاز مسیحا می‌کرد

دل صدف‌وار، پر از معنی گوهر، بد از آن

سینه صافی ما صنعت دریا می‌کرد

سوختم از شرر آتش غیرت «حاجب»

مدعی گر هوس سوختن ما می‌کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴مه من تنگتر از پسته خندان دهان دارد
  2. شمارهٔ ۸۵همچنان تیر که ناگه ز کمان می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۸۶آنکه غایب ز نظر بود عیان می‌گذرد
  4. شمارهٔ ۸۷بر سر خاکم اگر یار گذاری بکند
  5. شمارهٔ ۸۸پرده وهم برانداز بتا، تات ببینند
  6. شمارهٔ ۸۹سرای میکده را گو همیشه باز کنید
  7. شمارهٔ ۹۰گرچه بر پیر و جوان دادن جان شاق آمد
  8. شمارهٔ ۹۱خون من گر خورد آن نوش دهن نوشش باد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.