پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

هر آنکه جامه جان در محبتی بدرید

به قد و قامت خود خلعت شرف ببرید

حسود ما همه خر مهره داشت ما همه در

ازو خرید به خروار و کس ز ما نخرید

چمان چو من بگذر، زان چمن که گرگ در اوست

که آهوی دل ما اندر این چمن بچرید

گه رحیل ز خواب ار تنی نشد بیدار

چو رحل ماند به مرحل به کاروان نرسید

کجا دگر، به گلستان پرد، دمی آزاد

اگر که مرغ گرفتار از قفس بپرید

کجا شود، سر، سرکردگان کسی که به شوق

به جان و سر، بسر کوی سروری نرسید

کسی که فصل جوانی نکرد خدمت پیر

نبرد راه به مقصد به مسلکی نرسید

چگونه می شنود صوت مرغ گلشن راز

هر آنکه پنبه غفلت ز گوش جان نکشید

بیا چو «حاجب » درویش صلح کل میباش

کز اهل حرب کسی بوی مردمی نشنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹ماه در، ابر بماند چو رخت جلوه نماید
  2. شمارهٔ ۸۰آمد به فرخندگی، روز نجات ابد
  3. شمارهٔ ۸۱گر، رعیت را، به ظاهر لطفِ شه می‌پرورد
  4. شمارهٔ ۸۲آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا می‌کرد
  5. شمارهٔ ۸۳هست مرد را، ترک می بعید
  6. شمارهٔ ۸۴مه من تنگتر از پسته خندان دهان دارد
  7. شمارهٔ ۸۵همچنان تیر که ناگه ز کمان می‌گذرد
  8. شمارهٔ ۸۶آنکه غایب ز نظر بود عیان می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.