پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

ای رخت آئینه مظاهر معبود

وی سر کویت صفای کعبه مقصود

قلبه نمائیست کعبه از ره تحقیق

طاق دو ابروی تست قبله مسجود

آنکه کشد یوسف عزیز، به بازار

عشق زلیخاست نی دراهم معدود

درپی دنیا برفتی ای دل دانا

غیب شهود است زانکه پیش تو مشهود

باد ز بنیان برد بساط سلیمان

تیر قضا بگذرد ز جوشن داوود

آیت یا نار خواند بلبل ازیراک

گل چو خلیل است لاله آتش نمرود

جز سرو جان نیست بر کفم پی ایثار

غایت جود است هر چه حاضر و موجود

ذوق سخن مرد را نشان کمال است

درد کند آشکار رایحه عود

شعر تو «حاجب » کند صفات تو ثابت

بخت تو مسعود باد و ذات تو محمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵جم باز نظر به جام دارد
  2. شمارهٔ ۷۶دلم چو صعوه به زلف تو آشیان دارد
  3. شمارهٔ ۷۷هر آنکه جامه جان در محبتی بدرید
  4. شمارهٔ ۷۸تا دست من ای دوست به دامان تو شد بند
  5. شمارهٔ ۷۹ماه در، ابر بماند چو رخت جلوه نماید
  6. شمارهٔ ۸۰آمد به فرخندگی، روز نجات ابد
  7. شمارهٔ ۸۱گر، رعیت را، به ظاهر لطفِ شه می‌پرورد
  8. شمارهٔ ۸۲آنکه در نثر، به دعوی ید بیضا می‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.