پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

چشم تو آهوی ختن پرورد

لعل لبت در عدن پرورد

عکس لب و روی تو لعل و عقیق

آن به بدخش این به یمن پرورد

سرو جوانا، به چمن چم چو من

تا که قدت سرو چمن پرورد

در صدف سینه و دریای دل

علم بیان در سخن پرورد

ثابت و سیار فلک را، ز مهر

از سر قدرت مه من پرورد

بی خبر از جان وز جانانه کیست

پر خور و خوابست که تن پرورد

بر جدو آب علم ادب درس ده

نخل جوان نخل کهن پرورد

بیشه ببران سر شیران بود

گرچه زبانیست که زن پرورد

«حاجب » درویش به اندرز و پند

روز و شب ابناء وطن پرورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹یار آنقدر، به حسن بنازید و ناز کرد
  2. شمارهٔ ۷۰خورشید اگر زانکه به سیمای تو ماند
  3. شمارهٔ ۷۱نمی‌دانم چرا ساقی به کف ساغر نمی‌گیرد
  4. شمارهٔ ۷۲معاشران به خدائیتی ثواب کنید
  5. شمارهٔ ۷۳ای رخت آئینه مظاهر معبود
  6. شمارهٔ ۷۴در لباس کثرت آن سر تا قدم وحدت درآمد
  7. شمارهٔ ۷۵جم باز نظر به جام دارد
  8. شمارهٔ ۷۶دلم چو صعوه به زلف تو آشیان دارد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.