پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

ماه من گر طرف کاکل بشکند

رونق بازار سنبل بشکند

گر نقاب وهم از، رخ افکند

قدر ماه و قیمت گل بشکند

در تغنی آن نگار گل عذار

نغمه را، در نای بلبل بشکند

با حقیقت بگذر، از پل نی مجاز

می برد آبت اگر پل بشکند

کوک کن مطرب تو، بربط را چو فور

تا خماری را، بطی مل بشکند

در کمند آرد مگس را عنکبوت

وقت حمله شیر نر، غل بشکند

روز میدان شیر چون جولان کند

جیش گرگان بی تأمل بشکند

جزء و کل گر، بر خلافش صف کشند

صف بدرد جزء با کل بشکند

نیست «حاجب » را توسل با کسی

چون توسل را، توکل بشکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸پیش بینان همه گفتند کسی می آید
  2. شمارهٔ ۶۹یار آنقدر، به حسن بنازید و ناز کرد
  3. شمارهٔ ۷۰خورشید اگر زانکه به سیمای تو ماند
  4. شمارهٔ ۷۱نمی‌دانم چرا ساقی به کف ساغر نمی‌گیرد
  5. شمارهٔ ۷۲معاشران به خدائیتی ثواب کنید
  6. شمارهٔ ۷۳ای رخت آئینه مظاهر معبود
  7. شمارهٔ ۷۴در لباس کثرت آن سر تا قدم وحدت درآمد
  8. شمارهٔ ۷۵جم باز نظر به جام دارد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.