پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

صبحدم مغ بچه گان صف در میخانه زدند

بنگاهی ره هر عاقل و دیوانه زدند

صوفیان باده صافی ز ره صدق و صفا

از کف پیرمغان یک دو سه پیمانه زدند

در گدایان خرابات به نخوت منگر

که در این میکده بس ساغر شاهانه زدند

عرش را فرش شمردند در آن از سر شوق

باده با خانه خدا سر خوش و مستانه زدند

محرمان حرم دل ز سر صلح و صلاح

راه هفتاد و دو ملت به یک افسانه زدند

عاشقانی که ز جان در ره جانان گذرند

باده وصل همه از کف جانانه زدند

نفس باد بهار از چه بود مشک افشان

حوریان سنبل زلف تو، به یک شانه زدند

بلبل از، گل به فغان و من و پروانه خموش

شمع رویان شرری بر من و پروانه زدند

طبع عشاق چو غواص به دریای وجود

غوطه ها بهر تو ای گوهر یکدانه زدند

عشق و فرزانگی از پنبه و آتش بترند

آتش عشق تو چون بر من فرزانه زدند

مرغ دل لانه به شاخ سحر افکند ز غیب

آتش عشق به طور دل ویرانه زدند

داشتم کلبه و کاشانه ای از عالم عقل

عشق و ذوقم بهم آن کلبه و کاشانه زدند

دوش بر، یاد خم ابروی «حاجب » تا صبح

پاک مردان جهان می همه مردانه زدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷چشم تو آهوی ختن پرورد
  2. شمارهٔ ۶۸پیش بینان همه گفتند کسی می آید
  3. شمارهٔ ۶۹یار آنقدر، به حسن بنازید و ناز کرد
  4. شمارهٔ ۷۰خورشید اگر زانکه به سیمای تو ماند
  5. شمارهٔ ۷۱نمی‌دانم چرا ساقی به کف ساغر نمی‌گیرد
  6. شمارهٔ ۷۲معاشران به خدائیتی ثواب کنید
  7. شمارهٔ ۷۳ای رخت آئینه مظاهر معبود
  8. شمارهٔ ۷۴در لباس کثرت آن سر تا قدم وحدت درآمد
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.