پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

تا نسیم صبح، بر جهان وزید

در چمن شکفت نوگل امید

شد غزال عدل در چمن چمان

گرگ هار ظلم از، رمه رمید

دست حق برون شد ز آستین

پرده های وهم از میان درید

زاغ و راغ هجر شد در آشیان

شاهباز وصل ز آشیان پرید

ای منجم ار عالمی ببین

نجم شاه عشق بر فلک پدید

رخش عزم تاخت یکه تاز عشق

تیغ بی دریغ از میان کشید

هر که اهل بود مرحمت فزود

وانکه جهل بود دل از او برید

از سواد شب طره ات عیان

وی بیاض صبح در رخت پدید

«حاجب » آنکه شد سرفراز عشق

خار خاریش درد و پا خلید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶ماه من گر طرف کاکل بشکند
  2. شمارهٔ ۶۷چشم تو آهوی ختن پرورد
  3. شمارهٔ ۶۸پیش بینان همه گفتند کسی می آید
  4. شمارهٔ ۶۹یار آنقدر، به حسن بنازید و ناز کرد
  5. شمارهٔ ۷۰خورشید اگر زانکه به سیمای تو ماند
  6. شمارهٔ ۷۱نمی‌دانم چرا ساقی به کف ساغر نمی‌گیرد
  7. شمارهٔ ۷۲معاشران به خدائیتی ثواب کنید
  8. شمارهٔ ۷۳ای رخت آئینه مظاهر معبود
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.