پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

صبح مؤذن چو کرد وصف تو بر بام، داد

باده روشن بزن، تا به شب از بامداد

گیتی فرتوت شد باز، به عهدت جوان

از سر پیر و جوان سایه تو کم مباد

ای که بود عقل کل طفل دبستان تو

علم ز شاگردیت بر همه شد اوستاد

صورت بر دالعجوز گر، به جهانی بتاخت

گرم شود روزگار، مرد رسد بر مراد

درگه پیرمغان کعبه آمال شد

که خشت او در قدم به عدل بنا نهاد

صلح ز حب و وداد با همه کرد اتحاد

جنگ چه جانها که داد ز ظلم و عدوان بباد

تا علم علم و عدل صلح برافراخت شد

محنت و زحمت چنان وحشت و دهشت ز، یاد

تا دو، زبان و قلم کرد رقم نام دوست

بر دهن مدعی مهر خموشی نهاد

از می وحدت بنوش جامی و جم نو به طبع

خسرو پرویز را یاد کن از نوش یاد

خامه «حاجب » نوشت این غزل جان فزا

داد فصاحت به دهر طبع خداداد، داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
  2. شمارهٔ ۶۴تا نسیم صبح، بر جهان وزید
  3. شمارهٔ ۶۵صبحدم مغ بچه گان صف در میخانه زدند
  4. شمارهٔ ۶۶ماه من گر طرف کاکل بشکند
  5. شمارهٔ ۶۷چشم تو آهوی ختن پرورد
  6. شمارهٔ ۶۸پیش بینان همه گفتند کسی می آید
  7. شمارهٔ ۶۹یار آنقدر، به حسن بنازید و ناز کرد
  8. شمارهٔ ۷۰خورشید اگر زانکه به سیمای تو ماند
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.