پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست

وز شمس و قمر جز تو نشان و اثری نیست

مادر مگرت بود قمر، شمس پدر زانک

غیر از تو، به حق شمس و قمر را پسری نیست

قدت شجر طیبه حسنت ثمر اوست

طیب شجری چون تو و طاهر ثمری نیست

در زیر و زبر معنی شمس و قمری تو

خالی ز تو یک نقطه زیر و زبری نیست

در عالم جان سیر و سفر کن ز تنستان

چون بهتر از این مرحله سیر و سفری نیست

در مرحله عشق تو بی پا و سرانند

پیش سر و پای تو به خط پا و سری نیست

از مخبر صادق شنو احوال جهان را

اینجاست خبرها که در آنجا خبری نیست

اندر پی دیدار تو صاحب نظرانند

نزد رخ زیبای تو صاحب نظری نیست

گر هست قضا و قدری از قلم تست

ور نیست چنین هیچ قضا و قدری نیست

شد نیشکر از خامه «حاجب » شکرستان

بهتر ز نیِ خامه او نیشکری نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است
  2. شمارهٔ ۵۷هر که حق گفت چو منصور نصیبش داراست
  3. شمارهٔ ۵۸پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست
  4. شمارهٔ ۵۹هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت
  5. شمارهٔ ۶۰عاشق جانانه از جان بگذرد
  6. شمارهٔ ۶۱صبح مؤذن چو کرد وصف تو بر بام، داد
  7. شمارهٔ ۶۲چند بباید زدن از داد، داد
  8. شمارهٔ ۶۳دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.