پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است

گلشنیم پا تا سر راه وصل باریک است

یار، از قدم با ماست گر رقیب نامحرم

گه به فکر تفریق و گاه فکر تفکیک است

کیست کز غم عشقش جان به در تواند برد

دیلم است یا کرد است ترک یا که تاجیک است

انگلیس یا آلمان روس یا که اتریش است

ژاپنی است یا چینی روم یا که بلژیک است

هرچه امپراتور، است یا رئیس‌جمهور است

یا ز مسجد اقصی یا ز خاک مکزیک است

امر تو، بر او جاری‌ست نهی تو، بر او ساری‌ست

نی مجال شبهه استی نی مقام تشکیک است

خرمگس مکن زین بیش در کدوی ما وِز وِز

کز حق این گرامافون بر صدای موزیک است

در نهاد این کشتی در ضمیر این دریا

نور رستگاری بین چون کناره نزدیک است

از تصرف این بیت فخرهاست بر حافظ

روح پاک او حاضر هان برای تبریک است

مدعی تو خونخواری صلح کل مدزد از ما

این چه رندی بی‌جا این چه وضع پولتیک است

خامه‌ام تفنگ آمد چامه‌ام شرپنل توپ

«حاجبا» به دشمن گو، هان زمان شلیک است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸پادشاهان را خبر از عالم درویش نیست
  2. شمارهٔ ۵۹هر که آمد گل ز باغ زندگانی چید و رفت
  3. شمارهٔ ۶۰عاشق جانانه از جان بگذرد
  4. شمارهٔ ۶۱صبح مؤذن چو کرد وصف تو بر بام، داد
  5. شمارهٔ ۶۲چند بباید زدن از داد، داد
  6. شمارهٔ ۶۳دادن جان گرچه بر ابناء عالم شاق بود
  7. شمارهٔ ۶۴تا نسیم صبح، بر جهان وزید
  8. شمارهٔ ۶۵صبحدم مغ بچه گان صف در میخانه زدند
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.