پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

مرا که دل حرم خاص جاودانه توست

مکن خراب، خدا را، که خانه خانه توست

مرا ز خویش چو بیگانگان مران ای دوست

که این گهر به خدا قابل خزانه توست

کسی که پای سر فرقدان نهاد از فخر

به راستان که سر او بر آستانه توست

به حق راست‌روان و به صدق پاک‌دلان

که پاک‌تر، ز همه گوهر یگانه توست

به خلق سایه فکن ای همای فرخ بال

که پُر ز وهم و ز اندیشه آشیانه توست

ز مژه تیر بر ابروی چون کمان داری

بیا که سینه ما بهترین نشانه توست

سخن به وصف لب لعل او بگو «حاجب»

چرا که این سبب عمر جاودانه توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰دوش در بر داشتم خورشید، ماه آمد گذشت
  2. شمارهٔ ۵۱هر که زد بر آب و آتش حرق و غرقش باک نیست
  3. شمارهٔ ۵۲قبله عالم و آدم همه جا کوی من است
  4. شمارهٔ ۵۳هر آنکه واقف دم نیست بی شک آدم نیست
  5. شمارهٔ ۵۴در ارض و سما غیر تو شمس و قمری نیست
  6. شمارهٔ ۵۵معدوم گشت انصاف منسوخ شد مروت
  7. شمارهٔ ۵۶روشنیم سر تا پا گر زمانه تاریک است
  8. شمارهٔ ۵۷هر که حق گفت چو منصور نصیبش داراست
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.