پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

در آن مجلس که حرمت نیست می را

صلا ده ای پسر خوبان ری را

می و مطرب در این مجلس مباح است

خبر کن ساقی فرخنده پی را

به ری خوبان دریغ از ما نکردند

می و چنگ و رباب و عود و نی را

چنان دارند یارانم که دارند

بنات النعش اطراف جدی را

چه سر در باده و جام است زاهد

که عالم راغب هستند این دو شی را

به یک جام آن چنانم مست گرداند

که بخشم تخت و تاج جم و کی را

تو از عکس رخ و زلف آفریدی

به حکمت نور و ظلمت شمس و فی را

معلم شد به علم و عشق جانان

که این علم و هنر آموخت وی را

بهار عمر را، هست از قفا، دی

تو کردی نوبهاری فصل دی را

بساط حاتم طی، طی نگردد

اگر دست قضا طی کرد طی را

کریمان را نگیرد، موت دامن

که «حاجب » کرد طی این طرفه حی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱به حقارت منگر مدعیا ایران را
  2. شمارهٔ ۲۲سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
  3. شمارهٔ ۲۳نظر از روت کی بردارم امشب
  4. شمارهٔ ۲۴بود تا صبح مهمان یارم امشب
  5. شمارهٔ ۲۵برفت آن مه بی مهر از کنار امشب
  6. شمارهٔ ۲۶پرد، در عرش مرغ جانم امشب
  7. شمارهٔ ۲۷ای ز سر، تا به قدم ناز و عطیب
  8. شمارهٔ ۲۸طالع به صبحدم شود، ار با تو آفتاب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.