پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها

بده صوفی‌وشان را زان شراب ناب صافی‌ها

طبیب حاذقی ای دوست بیماران هجران را

بیانت صحت عاجل میانت عین شافیها

میانش را، به مو نسبت نباشد لیک دانستم

جهان را بسته با یک مو چو کردم موشکافی‌ها

غمت را بود با دل‌ها شکایت‌ها ز موج خون

لبت از یک تبسم کرد دل‌ها را تلافی‌ها

برو ای صوفی زاهد ببند این دکه حسرت

گذشت آن خرقه‌بازی‌ها و عرفان کهنه‌بافی‌ها

به «حاجب» امر شد تا صلح کل گیرد جهان لیکن

برنجد طبع جنگی زین مناهی وین منافی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
  2. شمارهٔ ۲۳نظر از روت کی بردارم امشب
  3. شمارهٔ ۲۴بود تا صبح مهمان یارم امشب
  4. شمارهٔ ۲۵برفت آن مه بی مهر از کنار امشب
  5. شمارهٔ ۲۶پرد، در عرش مرغ جانم امشب
  6. شمارهٔ ۲۷ای ز سر، تا به قدم ناز و عطیب
  7. شمارهٔ ۲۸طالع به صبحدم شود، ار با تو آفتاب
  8. شمارهٔ ۲۹ز چشم ساقی و تاب شراب و بانگ رباب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.