پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

پرد، در عرش مرغ جانم امشب

که آید در برم جانانم امشب

الا صیاد دنیا ای ستمگر

از این دام و قفس برهانم امشب

وصال یار را خواهانم امروز

بساط قدس را مهمانم امشب

بود روح الامین فراشم امروز

شود روح القدس دربانم امشب

به جنت حور و غلمان کرده زینت

که یک یک بگذرند از سانم امشب

فلک ثور و حمل را کرده حاضر

که آن دو را کند قربانم امشب

ملایک چون صف کروبیان باز

ستاده اند بر ایوانم امشب

زمن عمر ابد دارد طمع خضر

به ظلمت چشمه حیوانم امشب

بود بر کف پی تشریف اصحاب

کلید روضه رضوانم امشب

هزاران لیله اسری شب قدر

بود تا صبحگه حیرانم امشب

شب وصل است «حاجب » تا سحرگه

ز جانان کام دل بستانم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸طالع به صبحدم شود، ار با تو آفتاب
  2. شمارهٔ ۲۹ز چشم ساقی و تاب شراب و بانگ رباب
  3. شمارهٔ ۳۰ای فلک ببال امروز، وی زمین بناز امشب
  4. شمارهٔ ۳۱ای خلق همه خلق ز اخلاق تو تذهیب
  5. شمارهٔ ۳۲ای امم را سر بسر مالک رقاب
  6. شمارهٔ ۳۳ناصح چو گذشت از سرم آب
  7. شمارهٔ ۳۴دهر است پر از فتنه و شهر است پرآشوب
  8. شمارهٔ ۳۵در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.