پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

ای امم را سر بسر مالک رقاب

شرمگین ماه از رخت چون آفتاب

ساخت تا نقاش قدرت نقش تو

حسن یوسف گشت چون نقشی برآب

هر که دیدت رخ به بیداری به روز

آفتاب و مه به شب بیند به خواب

شد شرنگ از لعل نوشین تو شهد

گشت آب از آتشین رویت شراب

در فراقت خون دل لخت جگر

عاشقان را آن شراب است این کباب

کشوری آباد را، ویرانه کرد

اختلاف رأی و جور انقلاب

سر، به پای صلح کل باید نهاد

تا از او آباد گردد هر خراب

با بتی مهوش صبوحی کش به صبح

پیش کز رخ شمس برگیرد نقاب

بهر شیرین، خسرو، ار فرهاد کشت

تلخی شیرویه کرد او را عقاب

سر نهادن بر سر سودای عشق

منصبی عالیست سر از وی متاب

بی حسابی های عالم نیست شد

در حساب مالک یوم الحساب

از ثعالب شد تهی میدان مکر

حیدر صفدر برون آمز زغاب

در حجاب وهم «حاجب » تا بکی

ای خوش آن روزی که برگیری حجاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴دهر است پر از فتنه و شهر است پرآشوب
  2. شمارهٔ ۳۵در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
  3. شمارهٔ ۳۶ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
  4. شمارهٔ ۳۷صبح شد ساقیان مست و خراب
  5. شمارهٔ ۳۸عطسه مشکبار زد صبح جهان چو رفت شب
  6. شمارهٔ ۳۹بر در میکده درویش بنه پای طلب
  7. شمارهٔ ۴۰زد صبح صادق سر از غیائب
  8. شمارهٔ ۴۱عصر شیخوخیت افضل باشد از عهد شباب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.