پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

صبح شد ساقیان مست و خراب

در کدو، از سبو کنید شراب

شب تاریک روز روشن شد

الصبوح الصبوح یا اصحاب

صبح شد نوبت صبوحی شد

رخ بشوئید از خماری خواب

صبح شد کرد آفتاب طلوع

تابکی می کشیم در مهتاب

صبح صادق چو شد سهیل دمید

مرد بیچاره کرمک شب تاب

باده ده ساقیا ادب تا چند

بین الاحباب تسقط آلاداب

ما ز خم یافتیم و میخانه

آنچه می خواست زاهد از محراب

سبحه آن دور، را نخواهد زد

که زند دور جام باده ناب

نقد با ساقی است و نسیه به محض

خلد کوثر کوائب الاتراب

چند ساغر، به «حاجب » درویش

داد باید به بانگ چنگ و رباب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹بر در میکده درویش بنه پای طلب
  2. شمارهٔ ۴۰زد صبح صادق سر از غیائب
  3. شمارهٔ ۴۱عصر شیخوخیت افضل باشد از عهد شباب
  4. شمارهٔ ۴۲روی و موی تو، ای تو رب و رب
  5. شمارهٔ ۴۳بسته زلف چو زنجیر تو بس شیر نر است
  6. شمارهٔ ۴۴ز روی، تا مه من زلف پر زتاب گرفت
  7. شمارهٔ ۴۵نزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است
  8. شمارهٔ ۴۶آنجا که هست بود تو باد بهار چیست؟
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.