پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰

زد صبح صادق سر از غیائب

چون روی یار از مشگین ذوائب

از شمس رویت شد مملو نور

حب المشارق ذیل المغارب

شمشیر خون ریز از کف بیفکن

عاشق نتابد روی از مضارب

ای لیث ثاقب وی از تو هارب

جند ثعالب جیش ارائب

زیبا غزالان بهر تو پویان

گرد صحاری طرف مشارب

مد غم به نامت اندر محامد

ملزم به ذاتت اندر مناقب

غیث المکارم غوث الاعاظم

لیث المواکب کیش الکتائب

بهر تمنات بر هم نمایند

مردان عالم «حاجب » حواجب

هم حاضر هستی اندر معارک

هم صابر هستی اندر مصائب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲روی و موی تو، ای تو رب و رب
  2. شمارهٔ ۴۳بسته زلف چو زنجیر تو بس شیر نر است
  3. شمارهٔ ۴۴ز روی، تا مه من زلف پر زتاب گرفت
  4. شمارهٔ ۴۵نزد ما خوبترین هدیه به عالم ادب است
  5. شمارهٔ ۴۶آنجا که هست بود تو باد بهار چیست؟
  6. شمارهٔ ۴۷این جهان جای آرمیدن نیست
  7. شمارهٔ ۴۸مرا که دل حرم خاص جاودانه توست
  8. شمارهٔ ۴۹گر جهان دشمن جانند مرا جانان دوست
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.