پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

دهر است پر از فتنه و شهر است پرآشوب

از چشم سیه مست تو ای بر همه محبوب

آن کس که همی گفت منم فاتح و غالب

شد با سپه و خیل و حشم عاجز و مغلوب

بس طرفه بناها که بدی جنت شداد

چون باغ ارم گشت همه ناقص و معیوب

چندیست شد از عدل شهنشاه در ایران

خون همه پامال و اثاث همه منهوب

در حضرت سلطان به چه تقصیر شدستند

اعیان همه معزول و رعیت همه منکوب

شاها تو چو یعسوبی و ملت مگس نحل

بنگر که به عدل است همه عادت یعسوب

دعویت ربوبیت و عنوانت ابوت

ای رب اب الخصم ولد قاتل مربوب

حق گویم و از دار نترسم که از این دار

از گفتن حق بس چو مسیحا شده مصلوب

زاهد چه کشی مد ولاالضال در الحمد

چون نیست در این دایره کس غیر تو مغضوب

آن صبر که در حوصله غیر نگنجد

در ماست که خارج بود از طاقت ایوب

شد از تو عزیز من آیا یوسف در مصر

روشن دل و جان همه چون دیده یعقوب

منعم خبر از جذبه جذاب چه پرسی

جذاب بود سیم و زر و عقل تو مجذوب

همت طلب از «حاجب » درویش بهرحال

گر طالب حقی به حقی بر همه مطلوب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
  2. شمارهٔ ۳۷صبح شد ساقیان مست و خراب
  3. شمارهٔ ۳۸عطسه مشکبار زد صبح جهان چو رفت شب
  4. شمارهٔ ۳۹بر در میکده درویش بنه پای طلب
  5. شمارهٔ ۴۰زد صبح صادق سر از غیائب
  6. شمارهٔ ۴۱عصر شیخوخیت افضل باشد از عهد شباب
  7. شمارهٔ ۴۲روی و موی تو، ای تو رب و رب
  8. شمارهٔ ۴۳بسته زلف چو زنجیر تو بس شیر نر است
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.