پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

ناصح چو گذشت از سرم آب

ترسانیم از چه رو، ز غرقاب

چون آب ز سر گذشت غم نیست

گرداب بود و یا که گرد آب

امروز متاع کم بهائی است

چون حرف اضافه حب و احباب

ای آیت حب و رایت صدق

معنی جواد و عین وهاب

طبطاب ذقن به سولجان زلف

جنگی همه سولجان و طبطاب

پیچیده به پای دل به پیری

عشقت چو، به نخل خشک لبلاب

در آتش دل در آب دیده

خلقی چو، سمندرند و سرخاب

از زلف سیاه تاب دارت

دلها همه با تب‌اند و بی تاب

افسوس که هیچکس ندانست

قدر تو یگانه دُرّ نایاب

تو هیکل قدس و کعبه کویت

رو، قبله و ابروانْت محراب

محبوب جهان تویی به تحقیق

حب تو بود ملاذ احباب

کوچک به بزرگ نازد از چه

رستم نخورد فسوس سهراب

نوشد به عدم روانت معدیت

«حاجب » ز زبان خامه جلاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
  2. شمارهٔ ۳۶ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
  3. شمارهٔ ۳۷صبح شد ساقیان مست و خراب
  4. شمارهٔ ۳۸عطسه مشکبار زد صبح جهان چو رفت شب
  5. شمارهٔ ۳۹بر در میکده درویش بنه پای طلب
  6. شمارهٔ ۴۰زد صبح صادق سر از غیائب
  7. شمارهٔ ۴۱عصر شیخوخیت افضل باشد از عهد شباب
  8. شمارهٔ ۴۲روی و موی تو، ای تو رب و رب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.