پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸

طالع به صبحدم شود، ار با تو آفتاب

پنهان کند ز شرم تو، رخساره در سحاب

مه را، ز خجلت تو بود، روی در محاق

وز شرم، آفتاب به رخ افکند نقاب

خورشید منکسف شود و ماه منخسف

بی نقص عارض تو درآید چو از حجاب

ساقی خراب کن تو خراباتیان ز می

کاباد از تو باد جهان گر شود خراب

ویران شدست کشور ایران ز عمر و زید

زیرا که عمر بد متعدی و کج حساب

تا صلح کل به مرکز عالم شود علم

خلق از جدال و جنگ به خوفند و اضطراب

تا پرچم عدالت حق سایه نفکند

خلقند پر، زبیم و جهانی پر انقلاب

ای صلح صبح صادقی از غیب کن طلوع

تا خاک را، ز خون نشود کف دگر خضاب

آرد هجوم لشگر غم گر، به ملک دل

حصنی به گرد خویش بکش از، خم شراب

گل گشت دشت گشت ز خون همچو لاله زار

بلبل شده است کرکس و صلصل شده غراب

ای مدعی فریب و فسونت رسد ز دور

از دور آب صاف نماید بلی سراب

رو، رو از آنکه «حاجب » درویش نیستی

کی پشه ضعیف بپرد شود عقاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰ای فلک ببال امروز، وی زمین بناز امشب
  2. شمارهٔ ۳۱ای خلق همه خلق ز اخلاق تو تذهیب
  3. شمارهٔ ۳۲ای امم را سر بسر مالک رقاب
  4. شمارهٔ ۳۳ناصح چو گذشت از سرم آب
  5. شمارهٔ ۳۴دهر است پر از فتنه و شهر است پرآشوب
  6. شمارهٔ ۳۵در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
  7. شمارهٔ ۳۶ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
  8. شمارهٔ ۳۷صبح شد ساقیان مست و خراب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.