پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

ز چشم ساقی و تاب شراب و بانگ رباب

به روز و شب همه افتاده ایم مست و خراب

رفیق صادق و یار موافق ار نبود

رفیق رطل شرابست و یار غار کباب

اگر رقیب گریزد ز کلک ما چه عجب

پرد چگونه عزازیل پیش تیر شهاب

سراب، آب نماید ز دور، و میدانیم

که از سراب نشد هیچ تشنه ای سیراب

ز ضعف پیری و جهل جهول و شدت فقر

دگر، نه حال سؤال است و نی مجال جواب

کنون که روز حساب است و حشر و نشر امم

نمیروند چرا مرد و زن به راه حساب

متاز، توسن ناز ای سوار گرم عنان

که در گذشت تو را خون عاشقان زرکاب

مشو به سنگدلی غره و به خویش مبال

که هست شیشه مر از هوا به شکل حباب

به کنج عزلت و گنج قناعتم خورسند

به پیری است مرا، کر و فر عهد شباب

حجاب وهم برانداز از میان «حاجب »

که وهم عقل جهان را بود بزرگ حجاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱ای خلق همه خلق ز اخلاق تو تذهیب
  2. شمارهٔ ۳۲ای امم را سر بسر مالک رقاب
  3. شمارهٔ ۳۳ناصح چو گذشت از سرم آب
  4. شمارهٔ ۳۴دهر است پر از فتنه و شهر است پرآشوب
  5. شمارهٔ ۳۵در کاسه دو چشم بود خون دل شراب
  6. شمارهٔ ۳۶ببین که عشق تو افروخت آتش اندر آب
  7. شمارهٔ ۳۷صبح شد ساقیان مست و خراب
  8. شمارهٔ ۳۸عطسه مشکبار زد صبح جهان چو رفت شب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.