پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

نظر از روت کی بردارم امشب

اگر دشمن کشد بردارم امشب

به دار، ار کشته شد هر کس عجب نیست

من از این دار، برخوردارم امشب

اگر کم شد کسان را قدر، از دار

فزون زین دار، شد مقدارم امشب

ز یمن عشق و فیض قرب جانان

به یک عالم سرو سردارم امشب

غم دل تا سحرگه گفت باید

بدان دل برده دلدارم امشب

منم ناسوتی لاهوت خرگاه

زناسوت ار قدم بردارم امشب

ببوسم پایه دار، از سردار

رهاند دار، اگر زین دارم امشب

ببازم جان به راهت «حاجب » آسا

از این سودا که بر سر دارم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵برفت آن مه بی مهر از کنار امشب
  2. شمارهٔ ۲۶پرد، در عرش مرغ جانم امشب
  3. شمارهٔ ۲۷ای ز سر، تا به قدم ناز و عطیب
  4. شمارهٔ ۲۸طالع به صبحدم شود، ار با تو آفتاب
  5. شمارهٔ ۲۹ز چشم ساقی و تاب شراب و بانگ رباب
  6. شمارهٔ ۳۰ای فلک ببال امروز، وی زمین بناز امشب
  7. شمارهٔ ۳۱ای خلق همه خلق ز اخلاق تو تذهیب
  8. شمارهٔ ۳۲ای امم را سر بسر مالک رقاب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.