پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

صبح عطسه زد یار، با وفا

گشت مشک بو، عطسه صبا

خون ز عارضش بر زمین چکید

شد زمین بهشت از، گل و گیا

تا صبا کشید از رخش نقاب

بر طلوع داد صبح را صلا

خضر تشنه تر، از سکندر است

در، چه فناست چشمه بقا

در فنا مرا، دولت بقاست

چون بقای مرد هست در فنا

چیست امر خیر غیر صلح کل

چیست کار نیک به از این تو را

گر برون رود زشتی از جهان

کی برون رود ز اهل ری ریا

خیر و نیکوئی در خفا نکوست

فسق در خفاست خیر بر ملا

از حجاب وهم «حاجبا» درآ

تا شود، به غیر ثابت ادعا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳خورشید نور، باده و ماه است جام ما
  2. شمارهٔ ۱۴اگر ای حریف جوئی به صفای دل خدا را
  3. شمارهٔ ۱۵تا پریشان به رخ آن زلف سمن‌ساست تو را
  4. شمارهٔ ۱۶چون مدعی از سر ننهی این من و ما را
  5. شمارهٔ ۱۷تا، به کی خورد بباید غم دانائی را
  6. شمارهٔ ۱۸جشن ملی است که آرد فرح و شادی را
  7. شمارهٔ ۱۹در آن مجلس که حرمت نیست می را
  8. شمارهٔ ۲۰الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.