پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

ساقی رسان بر، ابروی مردان سلام ما

وانگه به نور باده برافروز جام ما

مستی ما ز نشئه شرب مدام نیست

ای ناچشیده لذت شرب مدام ما

تا هست نجم ثابت و سیار را مدار

ثبت است نجم ثابت مطلق دوام ما

چون گوهر شرف که بود، درجش اعتبار

ضبط است بر خزائن دلها کلام ما

ای شور چشم تلخ گوی ترش رو حسودوار

شیرین بود، به رغم تو بی طعم کام ما

نوبت زن زمانه زند بر زر سپهر

در هفت گاه نوبت دولت به نام ما

ز اسرار جام جم کسی آگه نشد درست

تا جام می چو جم نکشیدی ز جام ما

ما ملک عافیت به دو ساغر گرفته ایم

خورسند گشته پیر مغان از مقام ما

آید ز نظم دلکش «حاجب » ندای صلح

خیل ملایکند سپاه و نظام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴اگر ای حریف جوئی به صفای دل خدا را
  2. شمارهٔ ۱۵تا پریشان به رخ آن زلف سمن‌ساست تو را
  3. شمارهٔ ۱۶چون مدعی از سر ننهی این من و ما را
  4. شمارهٔ ۱۷تا، به کی خورد بباید غم دانائی را
  5. شمارهٔ ۱۸جشن ملی است که آرد فرح و شادی را
  6. شمارهٔ ۱۹در آن مجلس که حرمت نیست می را
  7. شمارهٔ ۲۰الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
  8. شمارهٔ ۲۱به حقارت منگر مدعیا ایران را
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.