پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

خورشید نور، باده و ماه است جام ما

ناهید مطرب آمد و کیوان غلام ما

ما ملک جم بهای یکی جام داده ایم

زاهد مبین به چشم حقارت به جام ما

ما، می ز دست پیر خرابات خورده ایم

پیداست شور مستی ما از کلام ما

خواهی اگر، به کوی خرابات ره بری

همت بخواه از در، دارالسلام ما

ما مهر مهر یار، به دل بر نهاده ایم

شد سکه سعادت و دولت بنام ما

ما محرمان خلوت دلدار بوده ایم

واجب شمرده اهل جهان احترام ما

«حاجب » تو مستقیم گذر کن از این صراط

زان رو، که هست مهدی هادی امام ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵تا پریشان به رخ آن زلف سمن‌ساست تو را
  2. شمارهٔ ۱۶چون مدعی از سر ننهی این من و ما را
  3. شمارهٔ ۱۷تا، به کی خورد بباید غم دانائی را
  4. شمارهٔ ۱۸جشن ملی است که آرد فرح و شادی را
  5. شمارهٔ ۱۹در آن مجلس که حرمت نیست می را
  6. شمارهٔ ۲۰الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
  7. شمارهٔ ۲۱به حقارت منگر مدعیا ایران را
  8. شمارهٔ ۲۲سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.