پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

اگر ای حریف جوئی به صفای دل خدا را

بنشین به عرش وحدت بنگر جمال ما را

تو اگر خداپرستی به خود آ، ز کبر و مستی

نپرست اگر توانی ز، ره هوس هوی را

هله ای حریف رندان بگذر، ز مستمندان

بشناس اگر توانی سر کوچه وفا را

چو ز کوی لاگذشتی برسی به ملک الا

تو بلا ندیده داری سر دولت ولا را

پی دفع جند دجال و برفع جیش شیطان

تو که موسی آفرینی بفکن ز کف عصا را

چو حیات جاودانی طلبی ز حق طلب کن

که دهند قد سیانت به جهان دلا صلا را

به طواف کعبه دل چو میان جان ببستی

بطلب ز طبع «حاجب» می بی‌غش صفا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶چون مدعی از سر ننهی این من و ما را
  2. شمارهٔ ۱۷تا، به کی خورد بباید غم دانائی را
  3. شمارهٔ ۱۸جشن ملی است که آرد فرح و شادی را
  4. شمارهٔ ۱۹در آن مجلس که حرمت نیست می را
  5. شمارهٔ ۲۰الایا ایها الساقی دع الدنیا و ما فیها
  6. شمارهٔ ۲۱به حقارت منگر مدعیا ایران را
  7. شمارهٔ ۲۲سپیده دم بدم کشد اساس اعتبار شب
  8. شمارهٔ ۲۳نظر از روت کی بردارم امشب
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.