پرش به محتوای اصلی
حاجب شیرازی حاجب شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲

از رخ فکند شاهد واحد نقاب را

رونق شکست جرم مه و آفتاب را

بر صفحه دید تا خط ما آسمان کشید

بر لوح جدی اول برق و شهاب را

عیسی ستاره بود منم عین آفتاب

باید ستاره دور، زند آفتاب را

ما را مبین خراب که آباد مطلقیم

بس گنجها نهفته مکان خراب را

ای کج حساب بی خبری تو که کردگار

طومار کرده دفتر یوم الحساب را

خواهی شنید پنبه، گر، از گوش برکشی

ازمصدرجلال عتاب و خطاب را

کمترزجنگ دم زن و خواهان صلح باش

تانشنوی صلای عذا و عقاب را

رسواچوصبح کاذبی و مشک پرزباد

دردعوی خلاف سوال و جواب را

خواهی اگر ز قدرت طبعم شوی خبر

تجدید کن کتاب صلوة و نصاب را

«حاجب » حجاب و هم جهان را فرا گرفت

واجب بود، که بر فکنی این حجاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴شنیده ایم که خون کرده ای هدر مارا
  2. شمارهٔ ۵خواهی ار، روشن کنی ای ماه سیما جمع را
  3. شمارهٔ ۶تا، به کی گرم کنی رخش قضا جولان را
  4. شمارهٔ ۷در عدم آئینه بودم روی یار خویش را
  5. شمارهٔ ۸سیمرغ بهر دانه ای کی صید گردد خام را
  6. شمارهٔ ۹برناقه بند محمل ای ساربان خدا را
  7. شمارهٔ ۱۰کم شانه می زن ای صنم آن طره پرتاب را
  8. شمارهٔ ۱۱صبح عطسه زد یار، با وفا
همه‌ی غزلیات ←

حاجب شیرازی درباره‌ی حاجب شیرازی

میرزا حیدرعلی فرزند میرزا جعفر معروف به حاجب شیرازی (زادهٔ ۱۲۷۱ قمری در روستای کناره از توابع مرودشت، درگذشتهٔ ۱۳۳۴ قمری در تهران) شاعر، صوفی و هنرمند سدهٔ سیزدهم و چهاردهم است. پدرش، میرزا جعفر، از مشایخ سلسله ذهبیه و نقاش و قلمدان‌ساز بود. حاجب در جوانی با پدرش به شیراز رفت و علوم ادبی و نقاشی را در آن‌جا فراگرفت....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.