پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی

غالب دهلوی

غزلیات

۳۳۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ چون گویم از تو بر دل شیدا چه می‌رود؟
  2. شمارهٔ ۱۸۲ چون بپویی به زمین چرخ زمین تو شود
  3. شمارهٔ ۱۸۳ دل نه تنها ز فراق تو فغان ساز دهد
  4. شمارهٔ ۱۸۴ دگر فریب بهارم سر جنون ندهد
  5. شمارهٔ ۱۸۵ غم چو به هم درافگند رو که مراد می‌دهد
  6. شمارهٔ ۱۸۶ داغم از پرده دل رو به قفا می‌آید
  7. شمارهٔ ۱۸۷ نه از شرمست کز چشم وی آسان برنمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۸۸ چه عیش از وعده چون باور ز عنوانم نمی‌آید
  9. شمارهٔ ۱۸۹ کسی بامن چه در صورت پرستی حرف دین گوید
  10. شمارهٔ ۱۹۰ ز بس تاب خرام کلکم آذر بیزد از کاغذ
  11. شمارهٔ ۱۹۱ به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آر
  12. شمارهٔ ۱۹۲ ای دل از گلبن امید نشانی به من آر
  13. شمارهٔ ۱۹۳ مژده ای ذوق خرابی که بهارست بهار
  14. شمارهٔ ۱۹۴ بی دوست ز بس خاک فشاندیم به سر بر
  15. شمارهٔ ۱۹۵ بتی دارم ز شنگی روزگاران خو، بهاران بر
  16. شمارهٔ ۱۹۶ بیا و جوش تمنای دیدنم بنگر
  17. شمارهٔ ۱۹۷ در گریه از بس نازکی رخ مانده بر خاکش نگر
  18. شمارهٔ ۱۹۸ بر دل نفس غمم سرآور
  19. شمارهٔ ۱۹۹ ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آور
  20. شمارهٔ ۲۰۰ ای شوق به ما عربده بسیار میاموز
  21. شمارهٔ ۲۰۱ خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
  22. شمارهٔ ۲۰۲ با همه گمگشتگی خالی بود جایم هنوز
  23. شمارهٔ ۲۰۳ یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
  24. شمارهٔ ۲۰۴ یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز
  25. شمارهٔ ۲۰۵ لطفی به تحت هر نگه خشمگین شناس
  26. شمارهٔ ۲۰۶ داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
  27. شمارهٔ ۲۰۷ کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
  28. شمارهٔ ۲۰۸ تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس
  29. شمارهٔ ۲۰۹ هر که را بینی ز می بیخود، ثنایش می نویس
  30. شمارهٔ ۲۱۰ من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابش
  31. شمارهٔ ۲۱۱ خوشا حالم تن آتش بستر آتش
  32. شمارهٔ ۲۱۲ ز لکنت می تپد نبض رگ لعل گهربارش
  33. شمارهٔ ۲۱۳ مپرس حال اسیری که در خم هوسش
  34. شمارهٔ ۲۱۴ بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش
  35. شمارهٔ ۲۱۵ دود سودایی تتق بست آسمان نامیدمش
  36. شمارهٔ ۲۱۶ خوشا روز و شب کلکته و عیش مقیمانش
  37. شمارهٔ ۲۱۷ نیست معبودش حریف تاب ناز آوردنش
  38. شمارهٔ ۲۱۸ دوشم آهنگ عشا بود که آمد در گوش
  39. شمارهٔ ۲۱۹ چون عکس پل به سیل به ذوق بلا برقص
  40. شمارهٔ ۲۲۰ دل در غمش بسوز که جان می‌دهد عوض
  41. شمارهٔ ۲۲۱ گویی که هان وفا که وفا بوده است شرط
  42. شمارهٔ ۲۲۲ تکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلط
  43. شمارهٔ ۲۲۳ مرا که باده ندارم ز روزگار چه حظ؟
  44. شمارهٔ ۲۲۴ تا رغبت وطن نبود از سفر چه حظ؟
  45. شمارهٔ ۲۲۵ شادم که بر انکار من شیخ و برهمن گشته جمع
  46. شمارهٔ ۲۲۶ تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمع
  47. شمارهٔ ۲۲۷ به خون تپم به سر رهگذر دروغ دروغ
  48. شمارهٔ ۲۲۸ هنگام بوسه بر لب جانان خورم دریغ
  49. شمارهٔ ۲۲۹ ای کرده غرقم بی خبر شو زین نشان‌ها یک طرف
  50. شمارهٔ ۲۳۰ گل و شمعم به مزار شهدا گشت تلف
  51. شمارهٔ ۲۳۱ شدم سپاسگزار خود از شکایت شوق
  52. شمارهٔ ۲۳۲ به گونه می نپذیرد ز همدگر تفریق
  53. شمارهٔ ۲۳۳ بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟
  54. شمارهٔ ۲۳۴ مرد آن که در هجوم تمنا شود هلاک
  55. شمارهٔ ۲۳۵ سبکروحم بود بار من اندک
  56. شمارهٔ ۲۳۶ ای ترا و مرا درین نیرنگ
  57. شمارهٔ ۲۳۷ راهی ست که در دل فتد ار خون رود از دل
  58. شمارهٔ ۲۳۸ تن بر کرانه ضایع دل در میانه غافل
  59. شمارهٔ ۲۳۹ گفتم ز شادی نبودم گنجیدن آسان در بغل
  60. شمارهٔ ۲۴۰ داریم در هوای تو مستی به بوی گل

متن اشعار به نقل از گنجور.