پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

با همه گمگشتگی خالی بود جایم هنوز

گاه گاهی در خیال خویش می آیم هنوز

تا سر خار کدامین دشت در جان می خلد

کز هجوم شوق می خارد کف پایم هنوز

خشک شد چندان که می جزو بدن شد شیشه را

همچنان گویی در انگورست صهبایم هنوز

بعد مردن مشت خاکم در نورد صرصرست

بی قراری می زند موج از سراپایم هنوز

تازه دور افتاده طرف بساط عشرتم

می توان افشرد می از لای پالایم هنوز

چشمم از جوش نگه خون گشت و از مژگان چید

همچنان در حلقه دام تماشایم هنوز

صد قیامت در نورد هر نفس خون گشته است

من ز خامی در فشار بیم فردایم هنوز

تا کجا یارب فرو شست اشک من ظلمت ز خاک

لاله بی داغ از زمین روید به صحرایم هنوز

با تغافل بر نیامد طاقتم لیک از هوس

در تمنای نگاه بی محابایم هنوز

همرهان در منزل آرامیده و غالب ز ضعف

پا برون نارفته از نقش کف پایم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز
  2. شمارهٔ ۲۰۵لطفی به تحت هر نگه خشمگین شناس
  3. شمارهٔ ۲۰۶داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
  4. شمارهٔ ۲۰۷کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
  5. شمارهٔ ۲۰۸تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس
  6. شمارهٔ ۲۰۹هر که را بینی ز می بیخود، ثنایش می نویس
  7. شمارهٔ ۲۱۰من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابش
  8. شمارهٔ ۲۱۱خوشا حالم تن آتش بستر آتش
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.