پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس

محو تندخویانم حیرت رم از من پرس

موجی از شرابستم لختی از کبابستم

شور من هم از من جوی سوز من هم از من پرس

نیست با غنودن‌ها برگ پر گشودن‌ها

از عدم برون آمد سعی آدم از من پرس

نفس چون زبون گردد دیو را به فرمان گیر

محرم سلیمانم نقش خاتم از من پرس

ای که در دل آزاری بیش را کم انگاری

در شمار غمخواری بیشی کم از من پرس

بوسه از لبانم ده عمر خضر از من خواه

جام می به پیشم نه عشرت جم از من پرس

تیغ غمزه با اغیار آنچه کرد می دانی

خنجر تغافل را تیزی دم از من پرس

خلد را نهادم من لطف کوثر از من جوی

کعبه را سوادم من شور زمزم از من پرس

ورد من بود غالب یا علی بوطالب

نیست بخل با طالب اسم اعظم از من پرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس
  2. شمارهٔ ۲۰۹هر که را بینی ز می بیخود، ثنایش می نویس
  3. شمارهٔ ۲۱۰من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابش
  4. شمارهٔ ۲۱۱خوشا حالم تن آتش بستر آتش
  5. شمارهٔ ۲۱۲ز لکنت می تپد نبض رگ لعل گهربارش
  6. شمارهٔ ۲۱۳مپرس حال اسیری که در خم هوسش
  7. شمارهٔ ۲۱۴بیا به باغ و نقاب از رخ چمن برکش
  8. شمارهٔ ۲۱۵دود سودایی تتق بست آسمان نامیدمش
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.