پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز

صد بادیه در قالب دیوار و درم ریز

از مهر جهانتاب امید نظرم نیست

این تشت پر از آتش سوزان به سرم ریز

دل را ز غم گریه بیرنگ به جوش آر

اجزای جگر حل کن و در چشم ترم ریز

هر برق که نظاره گدازست نهادش

بگداز و به پیمانه ذوق نظرم ریز

سرمست می لذت دردم به خرام آر

وین شیشه دل بشکن و در رهگذرم ریز

هر خون که عبث گرم شود در دلم افگن

هر برق که بی صرفه جهد بر اثرم ریز

هر جا نم آبی ست به مژگان ترم بخش

از قلزم و جیحون کف خاکی به سرم ریز

از شیشه گر آیین نتوان بست شبم را

باری گل پیمانه به جیب سحرم ریز

گیرم که به افشاندن الماس نیرزم

مشتی نمک سوده به زخم جگرم ریز

این سوز طبیعی نگدازد نفسم را

صد شعله بیفشار و به مغز شررم ریز

مسکین خبر از لذت آزار ندارد

خارم کن و در رهگذر چاره گرم ریز

وجهی که به پامزد توان داد ندارم

آبم کن و اندر قدم نامه برم ریز

دارم سر هم طرحی غالب چه جنونست؟

یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
  2. شمارهٔ ۲۰۷کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
  3. شمارهٔ ۲۰۸تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس
  4. شمارهٔ ۲۰۹هر که را بینی ز می بیخود، ثنایش می نویس
  5. شمارهٔ ۲۱۰من و نظاره رویی که وقت جلوه از تابش
  6. شمارهٔ ۲۱۱خوشا حالم تن آتش بستر آتش
  7. شمارهٔ ۲۱۲ز لکنت می تپد نبض رگ لعل گهربارش
  8. شمارهٔ ۲۱۳مپرس حال اسیری که در خم هوسش
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.