پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

ای دل از گلبن امید نشانی به من آر

نیست گر تازه گلی برگ خزانی به من آر

تا دگر زخم به ناسور توانگر گردد

هدیه ای از کف الماس فشانی به من آر

همدم روز گدایی سبک از جا برخیز

جان گرو، جامه گرو رطل گرانی به من آر

دلم ای شوق ز آشوب غمی نگشاید

فتنه ای چند ز هنگامه ستانی به من آر

گیرم ای بخت هدف نیستم آخر گاهی

غلط انداز خدنگی ز کمانی به من آر

ای نیاورده به کف نامه شوقی ز کفی

بی زبان مژده وصلی ز زبانی به من آر

ای در اندوه تو جان داده جهانی از رشک

مکش از رشکم و اندوه جهانی به من آر

ای ز تار دم شمشیر توام بستر خواب

شمع بالین ز درخشنده سنانی به من آر

یارب این مایه وجود از عدم آورده تست

بوسه ای چند هم از گنج دهانی به من آر

سخن ساده دلم را نفریبد غالب

نکته ای چند ز پیچیده بیانی به من آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴بی دوست ز بس خاک فشاندیم به سر بر
  2. شمارهٔ ۱۹۵بتی دارم ز شنگی روزگاران خو، بهاران بر
  3. شمارهٔ ۱۹۶بیا و جوش تمنای دیدنم بنگر
  4. شمارهٔ ۱۹۷در گریه از بس نازکی رخ مانده بر خاکش نگر
  5. شمارهٔ ۱۹۸بر دل نفس غمم سرآور
  6. شمارهٔ ۱۹۹ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آور
  7. شمارهٔ ۲۰۰ای شوق به ما عربده بسیار میاموز
  8. شمارهٔ ۲۰۱خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.