پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آر

به کوی خویشتن آن نعش بی کفن یاد آر

من آن نیم که ز مرگم جهان به هم نخورد

فغان زاهد و فریاد برهمن یاد آر

به بام و در ز هجوم جوان و پیر بگوی

به کوی و برزن از اندوه مرد و زن یاد آر

به ساز ناله گروهی ز اهل دل دریاب

به بند مرثیه جمعی ز اهل فن یاد آر

ملال خلق و نشاط رقیب در همه حال

غریو خویش به تحسین تیغ زن یاد آر

به خود شمار وفاهای من ز مردم پرس

به من حساب جفاهای خویشتن یاد آر

چه دید جان من از چشم پرخمار بگوی

چه رفت بر سرم از زلف پرشکن یاد آر

خروش و زاری من در سیاهی شب زلف

دم فتادن دل در چه ذقن یاد آر

بسنج تا ز تو بر من در آن محل چه گذشت

نخوانده آمدن من در انجمن یاد آر

ز من پس از دو سه تسلیم یک نگه وانگه

ز خود پس از دو سه دشنام یک سخن یاد آر

هزار خسته و رنجور در جهان داری

یکی ز غالب رنجور خسته تن یاد آر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳مژده ای ذوق خرابی که بهارست بهار
  2. شمارهٔ ۱۹۴بی دوست ز بس خاک فشاندیم به سر بر
  3. شمارهٔ ۱۹۵بتی دارم ز شنگی روزگاران خو، بهاران بر
  4. شمارهٔ ۱۹۶بیا و جوش تمنای دیدنم بنگر
  5. شمارهٔ ۱۹۷در گریه از بس نازکی رخ مانده بر خاکش نگر
  6. شمارهٔ ۱۹۸بر دل نفس غمم سرآور
  7. شمارهٔ ۱۹۹ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آور
  8. شمارهٔ ۲۰۰ای شوق به ما عربده بسیار میاموز
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.