پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

ز بس تاب خرام کلکم آذر بیزد از کاغذ

مداد اندوزم از دودی که هردم خیزد از کاغذ

ندانم تا چه خواهد کرد با چشم و دل دشمن

رم کلکم که در جنبش غبار انگیزد از کاغذ

به کزلک از ورق چون بسترم سطر مکرر را

تو گویی سونش لعل و گهر می‌ریزد از کاغذ

ندانم حسرت روی که می‌خواهم رقم کردن

که هرجا بنگرم ذوق نگاهم خیزد از کاغذ

من و ناسازی خویی که در تحریر بیدادش

رمد حرف از قلم گر خود قلم نگریزد از کاغذ

چه باشد نامه گل جانب مرغ اسیر آن به

که کس گلدسته‌ای پیش قفس آویزد از کاغذ

چو استیلای شوقم دید کرد از نامه محرومم

مگر بر آتشم بی‌درد دامن می‌زد از کاغذ

ز بی‌تابی رقم سویش دود چون نامه بنویسم

به عنوانی که دانی دود برمی‌خیزد از کاغذ

چه گویم از خرام آن که در انگاره قدش

صریر خامه شور رستخیز انگیزد از کاغذ

ظهور آمد تنزل هان به چشم کم مبین غالب

به پیدایی ز خاکستم چو نام ایزد از کاغذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲ای دل از گلبن امید نشانی به من آر
  2. شمارهٔ ۱۹۳مژده ای ذوق خرابی که بهارست بهار
  3. شمارهٔ ۱۹۴بی دوست ز بس خاک فشاندیم به سر بر
  4. شمارهٔ ۱۹۵بتی دارم ز شنگی روزگاران خو، بهاران بر
  5. شمارهٔ ۱۹۶بیا و جوش تمنای دیدنم بنگر
  6. شمارهٔ ۱۹۷در گریه از بس نازکی رخ مانده بر خاکش نگر
  7. شمارهٔ ۱۹۸بر دل نفس غمم سرآور
  8. شمارهٔ ۱۹۹ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آور
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.