پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

در گریه از بس نازکی رخ مانده بر خاکش نگر

وان سینه سودن از تپش بر خاک نمناکش نگر

برقی که جانها سوختی دل از جفا سردش ببین

شوخی که خونها ریختی دست از حنا پاکش نگر

آن کو به خلوت با خدا هرگز نکردی التجا

نالان به پیش هر کسی از جور افلاکش نگر

تا نام غم بودی زبان می گفت دریا در میان

دریای خون اکنون روان از چشم سفاکش نگر

آن سینه کز چشم جهان مانند جان بودی نهان

اینک به پیراهن عیان از روزن چاکش نگر

بر مقدم صید افگنی گوشی بر آوازش ببین

در بازگشت توسنی چشمی به فتراکش نگر

بر آستان دیگری در شکر دربانش ببین

در کوی از خود کمتری در رشک خاشاکش نگر

تا گشته خود نفرین شنو تلخ ست بر لب خنده اش

زهری که پنهان می خورد پیدا ز تریاکش نگر

ها خوبی چشم و دلش ها گرمی آب و گلش

چشم گهربارش ببین آه شررناکش نگر

خواند به امید اثر اشعار غالب هر سحر

از نکته چینی در گذر فرهنگ و ادراکش نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آور
  2. شمارهٔ ۲۰۰ای شوق به ما عربده بسیار میاموز
  3. شمارهٔ ۲۰۱خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
  4. شمارهٔ ۲۰۲با همه گمگشتگی خالی بود جایم هنوز
  5. شمارهٔ ۲۰۳یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
  6. شمارهٔ ۲۰۴یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز
  7. شمارهٔ ۲۰۵لطفی به تحت هر نگه خشمگین شناس
  8. شمارهٔ ۲۰۶داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.