پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

ای ذوق نواسنجی بازم به خروش آور

غوغای شبیخونی بر بنگه هوش آور

گر خود نجهد از سر از دیده فرو بارم

دل خون کن و آن خون را در سینه به جوش آور

هان همدم فرزانه دانی ره ویرانه

شمعی که نخواهد شد از باد خموش آور

شورابه این وادی تلخ ست اگر رادی

از شهر به سوی من سرچشمه نوش آور

دانم که زری داری هر جا گذری داری

می گر ندهد سلطان از باده فروش آور

گر مغ به کدو ریزد بر کف نه و راهی شو

ور شه به سبو بخشد بردار و به دوش آور

ریحان دمد از مینا رامش چکد از قلقل

آن در ره چشم افگن این از پی گوش آور

گاهی به سبکدستی از باده ز خویشم بر

گاهی به سیه مستی از نغمه به هوش آور

غالب که بقایش باد همپای تو گر ناید

باری غزلی، فردی زان موینه پوش آور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
  2. شمارهٔ ۲۰۲با همه گمگشتگی خالی بود جایم هنوز
  3. شمارهٔ ۲۰۳یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
  4. شمارهٔ ۲۰۴یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز
  5. شمارهٔ ۲۰۵لطفی به تحت هر نگه خشمگین شناس
  6. شمارهٔ ۲۰۶داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
  7. شمارهٔ ۲۰۷کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
  8. شمارهٔ ۲۰۸تیغ از نیام بیهده بیرون نکرده کس
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.