پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

بر دل نفس غمم سرآور

چون ناله مرا زمن برآور

یا پایه آرزو بیفزای

یا خواهش ما ز در درآور

عمری ز هلاک تلخ تر رفت

مرگی ز حیات خوشتر آور

دردی به شکست ما برانگیز

نی نی علیی به خیبر آور

بی کاری ما گدازش ماست

زخمی به تراوش اندر آور

وانگاه ز ما به عرصه حشر

چسبیده تنی به بستر آور

ور زان که به هیچ می نیرزیم

ما را بربای و دیگر آور

رنگین چمنی ز شعله آرای

ابراهیمی ز آذر آور

آثار سهیل از یمن جوی

خورشید ز طرف خاور آور

لبهای به شکر درفشان را

دلهای به غم توانگر آور

جانهای به راحت آشنا را

طوبی بنشان و کوثر آور

ای ساخته غالب از نظیری

ها قطره ربای گوهر آور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰ای شوق به ما عربده بسیار میاموز
  2. شمارهٔ ۲۰۱خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
  3. شمارهٔ ۲۰۲با همه گمگشتگی خالی بود جایم هنوز
  4. شمارهٔ ۲۰۳یقین عشق کن و از سر گمان برخیز
  5. شمارهٔ ۲۰۴یارب ز جنون طرح غمی در نظرم ریز
  6. شمارهٔ ۲۰۵لطفی به تحت هر نگه خشمگین شناس
  7. شمارهٔ ۲۰۶داغ تلخ گویانم لذت سم از من پرس
  8. شمارهٔ ۲۰۷کاشانه نشین عشوه گری را چه کند بس؟
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.