پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

سبکروحم بود بار من اندک

چرا نشماری آزار من اندک

تنم فرسوده در بند تو بسیار

دلت بخشوده بر کار من اندک

از این پرسش که بسیارست از تو

شد اندوه دل زار من اندک

همانا زان حکایتها که دارم

شنیدستی ز غمخوار من اندک

ز خاصانت گرامی گوهری هست

که می داند ز اسرار من اندک

سر کوچک دلیهای تو گردم

که آسان کرده دشوار من اندک

برآیی از نورد موج تشویر

نهی گر دل به گفتار من اندک

مدان کز دستبرد تست گر هست

متاع صبر در بار من اندک

وجودم خوان یغما بود غم را

تو هم بردی ز بسیار من اندک

نگویم تا نباشد نغز غالب

چه غم گر هست اشعار من اندک؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷راهی ست که در دل فتد ار خون رود از دل
  2. شمارهٔ ۲۳۸تن بر کرانه ضایع دل در میانه غافل
  3. شمارهٔ ۲۳۹گفتم ز شادی نبودم گنجیدن آسان در بغل
  4. شمارهٔ ۲۴۰داریم در هوای تو مستی به بوی گل
  5. شمارهٔ ۲۴۱نه مرا دولت دنیا نه مرا اجر جمیل
  6. شمارهٔ ۲۴۲هم به عالم ز اهل عالم بر کنار افتاده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۴۳بود بدگو ساده با خود هم‌زبانش کرده‌ام
  8. شمارهٔ ۲۴۴دیدم آن هنگامه، بیجا خوف محشر داشتم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.