پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۶

ای ترا و مرا درین نیرنگ

دهن و چشم و دست و دل همه تنگ

هم تو خود در کمین خویشتنی

ای به رخ ماه و ای به خوی پلنگ

هان مغنی که در هوای شراب

می سرایی غزل به ناله چنگ

زخمه می ریز هم بدین انداز

نغمه می سنج هم بدین آهنگ

فرصتت باد ساقی چالاک

ای به دفع غم ایزدی سرهنگ

شیشه بشکن قدح به خم درزن

تا نگنجد درین میانه درنگ

شود انبان ادیم کو آن فیض؟

گردد انده نشاط کو آن رنگ؟

پرتو خاص در نهاد سهیل

باده ناب در دیار فرنگ

شکوه و شکر هرزه و باطل

غالب و دوست آبگینه و سنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۸تن بر کرانه ضایع دل در میانه غافل
  2. شمارهٔ ۲۳۹گفتم ز شادی نبودم گنجیدن آسان در بغل
  3. شمارهٔ ۲۴۰داریم در هوای تو مستی به بوی گل
  4. شمارهٔ ۲۴۱نه مرا دولت دنیا نه مرا اجر جمیل
  5. شمارهٔ ۲۴۲هم به عالم ز اهل عالم بر کنار افتاده‌ام
  6. شمارهٔ ۲۴۳بود بدگو ساده با خود هم‌زبانش کرده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۴۴دیدم آن هنگامه، بیجا خوف محشر داشتم
  8. شمارهٔ ۲۴۵یاد باد آن روزگاران کاعتباری داشتم
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.