پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

غم چو به هم درافگند رو که مراد می‌دهد

دانه ذخیره می‌کند کاه به باد می‌دهد

آخر منزل نخست خوی تو راه می‌زند

اول منزل دگر بوی تو زاد می‌دهد

ای که به دیده نم ز تست وی که به سینه غم ز تست

نازش غم که هم ز تست خاطر شاد می‌دهد

شوخی دلگشا تنت برگ نبات می‌نهد

سختی بی‌وفا دلت رزق جماد می‌دهد

مست عطای خود کند ساقی ما نه مست می

داده ز یاد می‌برد بس که زیاد می‌دهد

دوست ز رفته بگذرد لیک غبار ما هنوز

در رهش از فزونسری مالش باد می‌دهد

آنچه به من نبشته‌ای نیست ز نامه‌بر نهان

شوخی نامه در کفش نامه گشاد می‌دهد

می‌دهی‌ام به خُلد جا رحم کجاست ای خدا

آب و هوای این فضا کوی که یاد می‌دهد؟

خو به جفا گرفته را تازه کند خراش دل

ور نه بهانه جوی من چیست که داد می‌دهد؟

توسن کلک غالبا مصرع فیضی‌اش عنان است

«صبح چو ترک مست من شیشه گشاد می‌دهد»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷نه از شرمست کز چشم وی آسان برنمی‌آید
  2. شمارهٔ ۱۸۸چه عیش از وعده چون باور ز عنوانم نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۱۸۹کسی بامن چه در صورت پرستی حرف دین گوید
  4. شمارهٔ ۱۹۰ز بس تاب خرام کلکم آذر بیزد از کاغذ
  5. شمارهٔ ۱۹۱به مرگ من که پس از من به مرگ من یاد آر
  6. شمارهٔ ۱۹۲ای دل از گلبن امید نشانی به من آر
  7. شمارهٔ ۱۹۳مژده ای ذوق خرابی که بهارست بهار
  8. شمارهٔ ۱۹۴بی دوست ز بس خاک فشاندیم به سر بر
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.