پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

هنگام بوسه بر لب جانان خورم دریغ

در تشنگی به چشمه حیوان خورم دریغ

آن ساده روستایی شهر محبتم

کز پیچ و خم به زلف پریشان خورم دریغ

در رشکم از صلا و ملالم ز دورباش

بر خوان وصل و نعمت الوان خورم دریغ

خواهم ز بهر لذت آزار زندگی

بر دل بلا فشانم و بر جان خورم دریغ

رفتار گرم و تیشه تیزم سپرده اند

از خویشتن به کوه و بیابان خورم دریغ

از خود برون نرفته و در هم فتاده تنگ

در راه حق به گبر و مسلمان خورم دریغ

زین دود و زین شراره که در سینه من ست

سازم سپهر گر نه به سامان خورم دریغ

دل زان تست هدیه تن کن کنار و بوس

چند از تو بر نوازش پنهان خورم دریغ

کاری ندید آن که توان در من آفرید

در شوره زار خویش به باران خورم دریغ

غالب شنیده ام ز نظیری که گفته است

«نالم ز چرخ گر نه به افغان خورم دریغ »

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰گل و شمعم به مزار شهدا گشت تلف
  2. شمارهٔ ۲۳۱شدم سپاسگزار خود از شکایت شوق
  3. شمارهٔ ۲۳۲به گونه می نپذیرد ز همدگر تفریق
  4. شمارهٔ ۲۳۳بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟
  5. شمارهٔ ۲۳۴مرد آن که در هجوم تمنا شود هلاک
  6. شمارهٔ ۲۳۵سبکروحم بود بار من اندک
  7. شمارهٔ ۲۳۶ای ترا و مرا درین نیرنگ
  8. شمارهٔ ۲۳۷راهی ست که در دل فتد ار خون رود از دل
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.