پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۹

ای کرده غرقم بی خبر شو زین نشان‌ها یک طرف

رختم به ساحل یک طرف شستم به دریا یک طرف

از عشق و حسن ما و تو با همدگر در گفتگو

خسرو به مجنون یک طرف شیرین به لیلا یک طرف

تا دل به دنیا داده ام در کشمکش افتاده ام

اندوه فرصت یک طرف ذوق تماشا یک طرف

ای بسته در بزم اثر بر غارت هوشم کمر

مطرب به الحان یک طرف ساقی به صهبا یک طرف

خارافگنان در راه من ترسان ز برق آه من

طفلان نادان یک طرف پیران دانا یک طرف

وامانده در راه وفا از بیخودی ها جابجا

نقدم به منزل یک طرف رختم به صحرا یک طرف

با دیده و دل از دو سو ماندم به بند غم فرو

اندوه پنهان یک طرف آشوب پیدا یک طرف

هم مهر دارد هم حیا بر نعشم آریدش چرا؟

خویشان به شیون یک طرف خصمان به غوغا یک طرف

ای آینه پیش نظر مستانه بر خود جلوه گر

رحمی به جان خویش کن غمخواری ما یک طرف

غالب چه تسکینم دهی در هجر آن سرو سهی

رشک رقیبم می‌کشد فرط تمنا یک طرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۱شدم سپاسگزار خود از شکایت شوق
  2. شمارهٔ ۲۳۲به گونه می نپذیرد ز همدگر تفریق
  3. شمارهٔ ۲۳۳بحر اگر موج زنست از خس و خاشاک چه باک؟
  4. شمارهٔ ۲۳۴مرد آن که در هجوم تمنا شود هلاک
  5. شمارهٔ ۲۳۵سبکروحم بود بار من اندک
  6. شمارهٔ ۲۳۶ای ترا و مرا درین نیرنگ
  7. شمارهٔ ۲۳۷راهی ست که در دل فتد ار خون رود از دل
  8. شمارهٔ ۲۳۸تن بر کرانه ضایع دل در میانه غافل
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.