پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

دل در غمش بسوز که جان می‌دهد عوض

ور جان دهی غمی به از آن می‌دهد عوض

فارغ مشو ز دوست به می در ریاض خلد

از ما گرفت آنچه همان می‌دهد عوض

داغم از آن حریف که چون خانمان بسوخت

چشمی به سوی در نگران می‌دهد عوض

سرمایه خرد به جنون ده که این کریم

یک سود را هزار یان می‌دهد عوض

نبود سخن‌سرایی ما رایگان که دوست

دل می‌برد ز ما و زبان می‌دهد عوض

از هرچه نقش وهم و گمان است در گذر

کو خود برون ز وهم و گمان می‌دهد عوض

آن را که نیستی نظر از ماه و مشتری

چشم سهیل و زهره‌فشان می‌دهد عوض

نازم به دست سبحه‌شماری که عاقبت

شوقش کف پیاله‌ستان می‌دهد عوض

آه از غمش که چون ز دل آرام می‌برد

ناسازیی ز هم‌نفسان می‌دهد عوض

پاداش هر وفا به جفای دگر کند

غالب ببین که دوست چه سان می‌دهد عوض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲تکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلط
  2. شمارهٔ ۲۲۳مرا که باده ندارم ز روزگار چه حظ؟
  3. شمارهٔ ۲۲۴تا رغبت وطن نبود از سفر چه حظ؟
  4. شمارهٔ ۲۲۵شادم که بر انکار من شیخ و برهمن گشته جمع
  5. شمارهٔ ۲۲۶تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمع
  6. شمارهٔ ۲۲۷به خون تپم به سر رهگذر دروغ دروغ
  7. شمارهٔ ۲۲۸هنگام بوسه بر لب جانان خورم دریغ
  8. شمارهٔ ۲۲۹ای کرده غرقم بی خبر شو زین نشان‌ها یک طرف
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.