پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

تکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلط

کان خود از طرز بیان تو غلط بود غلط

آن که گفت از من دلخسته به پیش تو رقیب

که غلط بود به جان تو غلط بود غلط

غنچه را نیک نظر کردم ادایی دارد

وین که ماند به دهان تو غلط بود غلط

دل نهادن به پیام تو خطا بود خطا

کام جستن ز لبان تو غلط بود غلط

این مسلم که لب هیچ مگویی داری

خاطر هیچمدان تو غلط بود غلط

هر جفای تو به پاداش وفایی ست هنوز

دعوی ما به گمان تو غلط بود غلط

آخر ای بوقلمون جلوه کجایی کاینجا

هر چه دادند نشان تو غلط بود غلط

شوق می تافت سر رشته وهمی ور نه

هستی ما و میان تو غلط بود غلط

آن تو باشی که نظیر تو عدم بود عدم

سایه در سرو روان تو غلط بود غلط

می‌پسندی که بدین زمزمه میرد غالب

تکیه بر عهد زبان تو غلط بود غلط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴تا رغبت وطن نبود از سفر چه حظ؟
  2. شمارهٔ ۲۲۵شادم که بر انکار من شیخ و برهمن گشته جمع
  3. شمارهٔ ۲۲۶تا تف شوق تو انداخته جان در تن شمع
  4. شمارهٔ ۲۲۷به خون تپم به سر رهگذر دروغ دروغ
  5. شمارهٔ ۲۲۸هنگام بوسه بر لب جانان خورم دریغ
  6. شمارهٔ ۲۲۹ای کرده غرقم بی خبر شو زین نشان‌ها یک طرف
  7. شمارهٔ ۲۳۰گل و شمعم به مزار شهدا گشت تلف
  8. شمارهٔ ۲۳۱شدم سپاسگزار خود از شکایت شوق
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.