پرش به محتوای اصلی
انوری

انوری

غزلیات

۳۲۱ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۱ تا به مهر تو تولا کرده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۲ به دو چشم تو که تا زنده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۳ تا رنگ مهر از رخ روشن گرفته‌ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۴ یعلم‌الله که دوست‌دار توام
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۵ روی ندارم که روی از تو بتابم
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۶ کس نداند کز غمت چون سوختم
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۷ آخر در زهد و توبه دربستم
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۸ دل از خوبان دیگر برگرفتم
  9. غزل شمارهٔ ۱۸۹ ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
  10. غزل شمارهٔ ۱۹۰ دردا و دریغا که دل از دست بدادم
  11. غزل شمارهٔ ۱۹۱ برآنم کز تو هرگز برنگردم
  12. غزل شمارهٔ ۱۹۲ ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
  13. غزل شمارهٔ ۱۹۳ در دستِ غمِ یارِ دلارام بماندم
  14. غزل شمارهٔ ۱۹۴ بدان عزمم که دیگر ره به میخانه کمر بندم
  15. غزل شمارهٔ ۱۹۵ دل باز به عاشقی درافکندم
  16. غزل شمارهٔ ۱۹۶ زیر بار غمی گرفتارم
  17. غزل شمارهٔ ۱۹۷ هرچند به جای تو وفا دارم
  18. غزل شمارهٔ ۱۹۸ بیا که با سر زلف تو کارها دارم
  19. غزل شمارهٔ ۱۹۹ تا به کوی تو رهگذر دارم
  20. غزل شمارهٔ ۲۰۰ درد دل هر زمان فزون دارم
  21. غزل شمارهٔ ۲۰۱ عشقت اندر میان جان دارم
  22. غزل شمارهٔ ۲۰۲ هرچند غمِ عشقت پوشیده همی دارم
  23. غزل شمارهٔ ۲۰۳ جز سر پیوند آن نگار ندارم
  24. غزل شمارهٔ ۲۰۴ داری خبر که در غمت از خود خبر ندارم
  25. غزل شمارهٔ ۲۰۵ یارم تویی به عالم یار دگر ندارم
  26. غزل شمارهٔ ۲۰۶ اگر نقش رخت بر جان ندارم
  27. غزل شمارهٔ ۲۰۷ نگارا جز تو دلداری ندارم
  28. غزل شمارهٔ ۲۰۸ گر عزیزم بر تو گر خوارم
  29. غزل شمارهٔ ۲۰۹ بیا تا ببینی که من بر چه کارم
  30. غزل شمارهٔ ۲۱۰ عمر بی‌تو به سر چگونه برم
  31. غزل شمارهٔ ۲۱۱ کارم به جان رسید و به جانان نمی‌رسم
  32. غزل شمارهٔ ۲۱۲ دل رفت و این بتر بر دلبر نمی‌رسم
  33. غزل شمارهٔ ۲۱۳ پای بر جای نیست همنفسم
  34. غزل شمارهٔ ۲۱۴ کار جهان نگر که جفای که می‌کشم
  35. غزل شمارهٔ ۲۱۵ نو به نو هر روز باری می‌کشم
  36. غزل شمارهٔ ۲۱۶ ای آرزوی جانم در آرزوی آنم
  37. غزل شمارهٔ ۲۱۷ ای دوست‌تر از جانم زین بیش مرنجانم
  38. غزل شمارهٔ ۲۱۸ جانا ز غم عشق تو امروز چنانم
  39. غزل شمارهٔ ۲۱۹ تو دانی که من جز تو کس را ندانم
  40. غزل شمارهٔ ۲۲۰ ره فراکار خود نمی‌دانم
  41. غزل شمارهٔ ۲۲۱ ترا من دوست می‌دارم ندانم چیست درمانم
  42. غزل شمارهٔ ۲۲۲ از عشقت ای شیرین صنم گرچه به سر برمی‌زنم
  43. غزل شمارهٔ ۲۲۳ بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم
  44. غزل شمارهٔ ۲۲۴ من که باشم که تمنای وصال تو کنم
  45. غزل شمارهٔ ۲۲۵ باز چون در خورد همت می‌کنم
  46. غزل شمارهٔ ۲۲۶ تا نپنداری که دستان می‌کنم
  47. غزل شمارهٔ ۲۲۷ بی‌تو جانا زندگانی می‌کنم
  48. غزل شمارهٔ ۲۲۸ هر غم که ز عشق یار می‌بینم
  49. غزل شمارهٔ ۲۲۹ دل را به غمت نیاز می‌بینم
  50. غزل شمارهٔ ۲۳۰ سر آن دارم کامروز بر یار شوم
  51. غزل شمارهٔ ۲۳۱ روز دو از عشق پشیمان شوم
  52. غزل شمارهٔ ۲۳۲ چه گویی با تو درگیرد که از بندی برون آیم
  53. غزل شمارهٔ ۲۳۳ تا رخت دل اندر سر زلف تو نهادیم
  54. غزل شمارهٔ ۲۳۴ آخر به مراد دل رسیدیم
  55. غزل شمارهٔ ۲۳۵ ای روی خوب تو سبب زندگانیم
  56. غزل شمارهٔ ۲۳۶ دل بدادیم و جان نمی‌خواهیم
  57. غزل شمارهٔ ۲۳۷ درمان دل خود از که جویم
  58. غزل شمارهٔ ۲۳۸ ای بندهٔ روی تو خداوندان
  59. غزل شمارهٔ ۲۳۹ عشق بر من سر نخواهد آمدن
  60. غزل شمارهٔ ۲۴۰ عاشقی چیست مبتلا بودن

متن اشعار به نقل از گنجور.