پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲

به دو چشم تو که تا زنده‌ام

تو خداوندی و من بنده‌ام

سر زلف تو گواه من است

که من از بهر رخت زنده‌ام

به رخ خویش ننازی چنان

که من از عشق تو نازنده‌ام

چه زنم خنده که در عشق تو

ز دو صد گریه بود خنده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۴یعلم‌الله که دوست‌دار توام
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۵روی ندارم که روی از تو بتابم
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۶کس نداند کز غمت چون سوختم
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۷آخر در زهد و توبه دربستم
  5. غزل شمارهٔ ۱۸۸دل از خوبان دیگر برگرفتم
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۹ای زلف تابدار ترا صدهزار خم
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۰دردا و دریغا که دل از دست بدادم
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۱برآنم کز تو هرگز برنگردم
همه‌ی غزلیات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.